تبليغاتX
کلبه تنهایی هامون

کلبه تنهایی هامون

به اینجا که رسیدی غریبی نکن این کلبه ناچیز متعلق به تو است

دکتر خودم...

سلا عزیزم،خوبی؟امروز روز پزشک.روزتو بهت تبریک میگم آقای  دکتر

می بوسمت ...

   

   

آقای دکتر قلبم درد میکنه بیین چی به سرش اومده؟قلبمو در میارم میدمش بهت علی جونم

تقدیم به تو...

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 16:52  توسط خودمو خودت  | 

واسه گلم...

حوصلم سر رفته بود خودکارو دفترچه خاطراتمو آوردم که یه خورده بنویسم یه دفعه زد سرم که تو وبلاگمون از این به بعد بنویسم تا تو هم بتونی بخونیش اینجوری خیالمم راحته کسی هم دفترمو نمیخونه.بهت گفتم که من عادت دارم خاطره بنویسم.کلا نوشتنودوست دارم چون وقتی مینویسی خیلی راحت میتونی هرچی تو دلته بگی.هر موقع وقت کنم میام و مینویسم.امیدوارم تو هم با نظرم موافق باشی.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

گلم دعا میکنم از این به بعد فقط خاطرات خوب بنویسم و از قهر و دعوا حتی یه مطلبمم ننویسم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 18:50  توسط خودمو خودت 

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 19:16  توسط خودمو خودت  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 11:46  توسط خودمو خودت  | 

Happy Birthdey

 

باور کن ماههاست زيباترين جملات را براي امروز کنارمي گذارم، امشب اما همه جملات فرار

 کرده اند، همينطور بي وزن و بي هوا آمدم بگويم

.

.

.

. تولدت مبارک.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 10:44  توسط خودمو خودت  | 

قشنگ ترين صداي زندگي تپش قلب توست

با شکوه ترين روز دنيا تولد توست

***********************************

الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم

به خاطر و جودت به افتخار بودن

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 10:18  توسط خودمو خودت  | 

روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو         

         كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو         

         درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم         

         بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم         

          ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم        

         از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم        

          من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون        

         چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون        

          به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم        

         هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم        

          تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم        

         اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم        

          كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش         

         بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش        

          با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک         

         با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک         

         عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک        

         فقط مي خوان بهت بگن :.

.

   تولدت مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 10:12  توسط خودمو خودت  | 

دوستت دارم...

شب که می رسد به خودم وعده می دهم

            که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت     


صبح که فرا می رسد و نمی توانم بگویم


رسیدن شب را بهانه می کنم


و باز شب می رسد و صبحی دیگر


و من هیچ وقت نمی توانم حقیقت را به تو بگویم


بگذار میان شب و روز باقی بماند که


چه قدر


دوستت دارم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 23:57  توسط خودمو خودت  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 19:29  توسط خودمو خودت  | 

می خواهم برايت بنويسم می خواهم از روزی بنويسم که آمدی.روزی که اين دل تنها بود و در تنهايی لحظه ها را سپری می کرد به دنبال نگاهی آشنا شايد می دانست در همين نزديکی نگاه و هم نفسی است. قرار نبود تو باشی اما نمی دانم در پس آن نگاهت چه داشتی که ماندی. طلوع خورشيد بي تو چه دلگير است و برايم لحظات غروب را تداعي ميكند دلم ميخواهد هر روز در كنارت باشم هر روز و لحظه زندگي ام و در هر طپش قلبم به ياد تونگاهم را به نگاهت بدوزم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 19:18  توسط خودمو خودت  |